تبليغاتX
شیطونی های من توی دبیرستان
من در اینجا خاطرات دبیرستانم رو مینویسم

سلام  یک هفته دیگه تابستان تمام میشه خیلی خوشحالم اخه دارم میرم دبیرستان وای استرس دارم اخه تو این مدرسه هیچ کس رو نمیشناسم  مدرسه رو که نگو اینگار پادگان نظامیه دلم برای دوستای پارسالم تنگ میشه دلم می خواد باز ببینمشون ولی نمیشه همه چیز گرفتم فقط نمی دنم کیفو کفش چه مدلی بیگیرم همه می گن دبیرستان بهترین لحظه های عمرت میشه پس می خوام کلی از این فرصتم استفاده کنم  خیلی خوشحالمولی یکم ناراحتم هستم چون دیگه اقایم کم میتونه باهام حرف بزنهولی امسال به بابای قول داد که معدلم خوب شد برام   تلسکوپ بگیرهمن هم مجبورم درس بخونم اخه عاشق تلسکوپم عاشق ستاره ها و یک دنیای جدا از دنیای ما ادما خیلی قشنگه خوب امروز کلاس ویلون دارم پس فعلا بای بای تا اولین روز مدرسه اپ می کنم

+ تاريخ دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 11:27 نويسنده soha |



m0zhgan musiC